X
تبلیغات
رایتل
فقط و فقط 164 هزار تومان

برترین مطالب دنیای امروز

    » ماشین جالب و عجیب فرهاد مجیدی و محمدرضا گلزار! + تصویر
    » بازیگر زن سریال کلاه پهلوی + عکس های برهنه در فضای مجازی
    » حتما خانمهای ساپورت پوش بخوانند!!
    » لو رفتن فیلم خصوصی ماه عسل جنیفر لوپز با عکس های برهنه!!
    » عکس لو رفته از جنیفر لوپز بدون آرایش
    » سنگ قبر محمود احمدی نژاد + تصویر واقعی
    » لخت مادرزاد در ساحـل دریا در حال برنزه کردن!! + عکس
    » گلشیفته فراهانی در حادثه تیراندازی کشته شد
    » جهاد جنسی و همبستری زنان با مردان سوری + تصاویر
    » حجاب این دو تا جیگر منو کشته!! + عکس
    » ای واااای آلتـــم کنده شــــد!! +18
    » این هانیه توسلیه در لباس حمامه؟؟!! + عکس
    » وقتی حس شیطنت مریلا زاررعی با رضا عطاران گل میکنه + عکس
    » اگه طاقت دیدن عکس ناجور نداری کلیک نکن

نامه ای به خدا


یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !


با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد . دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید . این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم . یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام . اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم . هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد . نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند . در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند . عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت ، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود : نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند . مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم ، چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم . من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند



برچسب‌ها: داستان، کوتاه، داستان نامه خدا، نامه دادن به خدا، عاشقان رمان، داستانک ایرانی

0 دیدگاه